‌ شما چگونه كانال‌هاي جديد كاري خود را با مدل پلتفرم جديدتان يكپارچه نموديد؟

تمام پلتفرم‌هايي كه ما روي آن‌ها كار مي‌كنيم، بدون استثنا كانال‌هايي دارند كه ما معتقديم فرصتي براي پيشبرد تجارت با همراهي مشتريان ‌‌OEM خواهند بود. بنابراين ما طراحي محصولات خود را با كلي‌نگري انجام مي‌دهيم كه مشتريان ما همواره در مركز اين ديد قرار دارند.

براي مثال محصول (وايو:Viiv بر وزن ‌Five) كه در ژانويه امسال معرفي شد، در همان روز عرضه پنجاه مشتري عمده كه جزء توزيع‌كنندگان به‌شمار مي‌روند را به‌خود جلب نمود.

در همين نمايشگاه CES، نوزده شركت از اين پنجاه مشتري مانند سوني، دل و ‌اچ‌پي محصولات خود را در غرفه اينتل به نمايش گذاشتند. اين محصول به توزيع‌كنندگان امكان مي‌دهد كه به‌جاي صرفاً افزايش فروش كالاها به مشتريان، جريان مستمري از درآمد روزافزون را به‌وجود بياورند. ‌

همچنان كه به موعد عرضه محصول جديد كه پلتفرمي براي شبكه‌هاي سازماني ‌(‌Enterprise) است، نزديك مي‌شويم، توقع دارم در طي اين راه، كانال‌هاي تجاري ما مشاركت جدي و كاملي را از خود نشان دهند. اين محصول منافع زيادي براي مشتريان بزرگ آن‌ها خواهد داشت. اين محصول با داشتن مشخصاتي همچون قابليت مديريت پيشرفته،‌ امنيت بالاي كاري و كاهش هزينه مالكيت، چيزي است كه توجه هر خريداري را به‌خود جلب مي‌نمايد.

Ÿ‌ اگر بخواهيد به‌طور دقيق اشاره كنيد، چگونه امكاناتي كه از آن‌ها نام برديد را براي كانال‌هاي خود فراهم خواهيد ساخت؟ موضوع قابليت مديريت توجه من‌ را واقعاً به‌خود جلب نموده است. زيرا امروزه طراحان سيستم خيلي راجع به آن صحبت مي‌كنند.

من تصميم بر ارائه پيش‌نسخه براي اين محصول ندارم. لذا بايد خيلي با احتياط عمل كنيم. اما همانند ديگر توليداتمان، اين محصول حاصل تركيبي از همكاري در زمينه‌هاي سخت‌افزار، نرم‌افزار و اكوسيستم است. اجزاي سخت‌افزاري و نرم‌افزاري همان‌گونه كه تا پيش از اين عمل مي‌شد، طبعاً توسط اينتل تأمين خواهد شد كه البته همراه با اطلاعاتي درباره چگونگي فروش محصول و ديگر موضوعات خواهد بود. همچنين هماهنگي‌هاي خاصي هم با چند تن از شركايي كه پلا‌گين‌هاي مورد نياز را تهيه مي‌كنند، لازم است. درباره وايو نيز به‌همين صورت عمل شد. گروه بزرگي از همكاران اصلي و محتواهاي توليد شده‌اي كه در دسترس همه مخاطبان قرار گرفت.

Ÿ‌VARها (Value Added Reseller) يا‌‌‌فروشندگاني كه ايجاد‌كننده ارزش افزوده بر محصول نهايي مي‌باشند چگونه تشريك مساعي خواهند داشت؟

ما محصول خود را چنان قوي طراحي خواهيم كرد تا بتوانند ارائه‌دهنده راه‌حل‌هاي ماجولار در زمينه مديريت و امنيت باشند.

Ÿ‌ مي‌توانيد مثالي درباره اين راه‌حل‌ها بياوريد؟

تا قبل از ارائه نهايي محصول؛ خير!

Ÿ‌ به‌نظر مي‌رسد فناوري موبايل، سكوي ديگري است كه از نظر شما اهميت خاصي براي كانال‌هاي تجاري اينتل دارد.

 اين فناوري با سنترينو شروع شد. اما قبل از آن هم ما مشغول كار در راستاي فعال‌سازي اين بازار بكر از طريقODMها ‌(ODM:Original Design Manufacturer) بوديم و من گمان مي‌كنم كه در زمان ارائه هسته ‌‌Napa براي سنترينو در اواخر ژانويه (اعداد به‌طور دقيق در خاطرم نيست) به‌اندازه OEMهاي ‌Stock Keeping Unit‌) SKU)، كانال‌هاي  تجاري ‌SKU ما وجود داشتند. ‌ SKU‌ روشي براي ردگيري ارائه كالا و خدمات به مشتريان است. در زمان ارائه محصول به بازار بيش از‌دويست SKU وجود داشتند. شما مي‌بينيد كه ما همكاري خودمان را با صنعت  به‌منظور پيشرفت در زمينه كيفيت و دستيابي به راه‌حل‌هاي جامع براي ODMها ادامه مي‌دهيم. اما به‌طور فزاينده‌اي قابليت همكاري و هماهنگي واحدها و قسمت‌هاي مختلف را نيز بهتر خواهيم كرد.

يكي از مهم‌ترين مطالب براي كانال‌هاي تجاري ما مسئله سرويس‌رساني است. چنانچه يكي از مشتريان از محدوده فيزيكي سرويس‌دهي آني خارج شود و نوت‌بوكش خراب شود، چگونه بايد از سرويس‌ لازم استفاده نمايد ؟ به‌همين خاطر ما مي‌خواهيم اينتل (اكوسيستم اينتل) از قابليت‌هاي هر دو نوع پشتيباني، يعني زيربنايي و محلي برخوردار شود. بخشي از اين قابليت شامل همكاري در زمينه قطعات يدكي خواهد بود .

Ÿ‌‌ اين به اين معني است كه سازندگان سيستم براي ارائه سرويس بايد با يكديگر مشاركت كنند. بنابراين چنانچه يكي از اين شركت‌ها محدود به يك منطقه خاص جغرافيايي باشد، آيا بايد با يك شركت ديگر در منطقه‌اي متفاوت همكاري و مشاركت نمايد؟

بله. چطور شما يك همكار اينتل در تايلند را با همكار ديگري در اندونزي مرتبط مي‌سازيد؟ اگر يك مشتري تايلندي به اندونزي مسافرت نمايد، چگونه در حالي كه در سفر است، ايراد كامپيوتر خود را برطرف نمايد؟

Ÿ‌ اين بدين معني است كه چنانچه كسي ساكن غرب كشور باشد مي‌تواند كامپيوتر خود را در شرق كشور تعمير نمايد؟

اميدوارم كه اين‌طور باشد.

Ÿ‌‌ منظور شما اين است كه سعي داريد محصول خود را به‌صورت بين‌المللي ارائه دهيد؟

نه. من تنها مي‌گويم كه براي اينتل اين يك امر طبيعي است كه به‌منظور فعال‌سازي اين‌گونه توانايي‌ها روي شبكه خود، داراي چنين امكاناتي باشد. منظور من اين است كه توانايي‌هاي شبكه‌اي ما، تنها اين چيزي كه انجام مي‌دهيم نيست. بلكه ظرفيت‌هاي بالقوه ما در اين حوزه است. در نتيجه اين واقعيت به كانال‌هاي تجاري و مشتريان ما اجازه خواهد داد تا از اين موضوع كه عضوي از يك هسته مركزي هستند سود ببرند.

Ÿ‌‌ فكر كنم يكي از مسائلي كه طراحان و سازندگان سيستم درباره ‌‌WhiteBook مي‌گويند اين است كه آنان علاقمندند تا اينتل ابتدا يك ‌‌WhiteBook ماركدار را معرفي نمايد.‌

به‌نظر مي‌رسد كه اين يك تناقض‌گويي است. اين‌طور نيست؟ اين ‌WhiteBook در اصل يك ‌‌Intel Book خواهد بود.

Ÿ‌‌ خوب، مقداري در مورد كاري كه شما در حيطه سكوهاي سرور خود انجام مي‌دهيد صحبت كنيم.

ما در مورد سرورها، كيس، مادربورد و منبع تغذيه را هم فراهم مي‌كنيم. در حالي‌كه نه سازنده اين قطعات هستيم و نه آن‌ها را سرهم مي‌كنيم. همچنين در زمينه دستگاه‌هاي دسكتاپ نيز اين خدمات را ارائه نمي‌دهيم. البته من فكر مي‌كنم از لحاظ ويژگي‌هاي ظرفيتي مدل‌هاي نوت‌بوك بيشتر شبيه دسكتاپ هستند تا سرورها. در سرورها همه چيز منحصربه‌فرد و يكتا و در عين حال گرانقيمت تر و قوي‌تر است. اما در پي‌سي‌ها بيشتر به‌دنبال هماهنگي بيشتر، قيمت كمتر، حجم كمتر و سهولت در يكپارچه‌سازي هستيد.

Ÿ‌ آيا اينتل مي‌تواند كاري براي رعايت احساس مشتريان در زمينه محصولاتي مانند White Book بنمايد كه به خوبي نوت‌بوك‌هاي ديگر نيستند؟ 

  تلاش بيشتري مي‌كنيم تا محصولات بهتري بسازيم. من فكر نمي‌كنم كه احساس ارتباطي به كيفيت داشته باشد. امروزه هدف، دستيابي به قيمت‌هاي قابل رقابت و سرويس‌دهي به خارج از محدوده محلي است كه اين اهداف دقيقاً به استفاده افراد از نوت بوك اشاره دارد.

Ÿ‌‌ من موضوعي را از سازندگان سيستم شنيده‌ام كه البته تصديق مي‌كنم كه اين چيزي نيست كه شما به‌عنوان وظيفه اينتل مي‌شناسيد. چيزي كه شنيده‌ام اين است كه آنان از اينتل مي‌خواهند وجود يك منبع قطعي تامين كيس را تضمين نمايد.

  از شما تشكر مي‌كنم. اما ما نمي‌توانيم به بقيه بگوييم كه كار خود را چگونه انجام دهند. كاري كه مي‌توانيم بكنيم ايجاد يك بازار با روش صحيح است. انجام‌دادن اين‌كار هم از طريق ايجاد استانداردها (كه پيش از اين راجع به آن با هم صحبت كرديم) و ايجاد هماهنگي و به‌وجود آوردن امكان قابليت تعويض قطعات با يكديگر خواهد بود. ما مي‌توانيم تضمين كنيم كه همكاري نزديكي را با ODMها به‌منظور دستيابي به آخرين فناوري‌ها خواهيم داشت. اين فناوري‌ها از سوي اينتل و تا حد امكان نزديك به آخرين تاريخ ارائه نهايي محصولات معرفي خواهند شد.

اين روشي است كه ما امروز تجارت كامپيوتر‌هاي روميزي را براساس آن بنا نموده‌ايم. تغيير كليدي كه در استراتژي سيستم‌هاي روميزي رخ داد، به دوران پنتيوم باز مي‌گردد. آن فناوري بهترين فناوري بود كه بدون كوچك‌ترين تأخير ارائه شد. هنگامي كه آن اتفاق رخ داد و زماني كه ما توانستيم آن محصول را به بازار روانه سازيم، حقيقتاً وضعيت رقابتي شديدي در ميان كانال‌هاي تجاري ما به‌وجود آمد كه تاكنون تغييري در آن به‌وجود نيامده است. من گمان مي‌كنم در عرصه نوت‌بوك نيز چنين مدل تجاري‌اي در حال حاضر اعمال شده‌است.‌

 ‌Ÿ‌ من فكر مي‌كنم يك عرضه هم در سه ماهه آخر سال بود. مي‌توانم بگويم كه تقريباً تمام توليدكنندگاني كه با آنان صحبت كردم (كه البته جزء بهترين شركاي اينتل محسوب مي‌شوند)، صرف‌نظر از اين‌كه شريكي كوچك يا بزرگ باشند، در زمينه تهيه مادربورد مناسب با مشكلاتي مواجه بودند.

من فكر مي‌كنم اين مسئله مشكلاتي را براي بعضي‌ها پديد آورد. اكثر شركت‌ها مايلند تجارت خود را براساس عرضه مادربوردها و چيپ‌ست‌هاي اينتل به مشتريانشان قرار دهند.
 
اما اين مسئله باعث نااميدي آنان خواهد شد. در حالي كه ‌‌AMD سروصداي زيادي در زمينه تصميم خود براي ورود به عرصه دسكتاپ برپا كرده است.


آن‌ها اولين برنامه قابل اهميت خود را نيز عرضه كرده‌اند. از شما مي‌پرسم: آيا فكر مي‌كنيد كه از اين موضوعات دچار زحمت و آسيب شده‌ايد و به‌طور كلي چه راهكاري براي ايجاد اطمينان و قوت قلب دادن به شركايتان داريد؟‌

عملكرد سه ماهه چهارم ما براي خودمان و همين‌طور سرمايه‌گذارانمان كاملاً مأيوس‌كننده بود. ما راه خود را گم كرده‌بوديم. ما نتوانستيم به آنچه كه گفته بوديم جامه عمل بپوشانيم. عمده دليل اين مسائل دقيقاً به‌خاطر مشكلاتي بود ‌كه شما تشريح كرديد. مشكلاتي كه بيانگر ناتواني ما در ارائه مادربوردها و چيپ‌ست‌هاي مناسب با پردازنده‌هايمان به مشتريان، آن هم در فصل اوج فروش آنان بوده است. 

البته ما به‌سرعت تعهداتمان را به ‌انجام رسانديم. ولي اگر بخواهم صادقانه بگويم، عمده آن در اواخر ماه دسامبر آماده شد. پس از ماه فوريه كه كارها به‌اتمام رسيد، اينك در موقعيت به‌شدت متفاوتي قرار گرفته‌ايم. منابع مطمئن و مناسبي براي تهيه چيپ‌ست‌ها و مادربوردهايي هم با مارك اينتل و هم با مارك‌هاي ديگر موجود است. در عين حال توليدكنندگان ديگري نيز براي مادربورد وجود دارند كه با استفاده از چيپ‌ست‌هاي ديگر، قادر به پركردن شكافي هستند كه در اين زمينه باقي‌مانده است. حال ما بايد فقط به جلو حركت كنيم. اين احساس اطمينان كه در سال 2006 يك منبع مطمئن و خاص پشت سر ما وجود دارد، من را دلگرم مي‌كند. البته اين مطلب تنها كانال‌هاي ما را تحت تاثير خود قرارنمي‌دهد بلكه به‌طور شديدي اينتل را هم زير فشار گذاشته است.
 ‌
Ÿ‌ چه چيزي اين اطمينان را به‌شما مي‌دهد كه مشكلات حل شده‌اند؟

اينتل در حال توليد بيشتر است و ما ضمن اتخاذ ترتيباتي، از تامين نيازهاي خود توسط طرف‌هاي سوم نيز اطمينان داريم.

Ÿاز تجربه قبلي چه چيزي را ياد گرفتيد؟

اين‌كه جلوتر از برنامه‌ريزي‌ها حركت كنيم.

Ÿ‌ فناوري‌اي كه در ‌IDF راجع به آن صحبت شد و شما معتقديد كه براي كانال‌هاي تجاري اينتل اهميت زيادي دارند چيست؟

  فناوري دو هسته‌اي. ‌

Ÿ‌ چرا اين فناوري را براي كانال‌هاي خود مهم مي‌دانيد؟

كانال‌ها در طول مدت همكاري خود با ما در زمينه انتقال از يك فناوري  به فناوري ديگر،‌ عملكرد بسيار خوبي از خود نشان داده‌اند. فناوري دو‌هسته‌اي آن‌گونه كه ما در حال پياده‌سازي آن هستيم، فرصت بسيار مناسبي را براي مشتريان ما به‌وجود خواهد آورد تا فروش خود را با استفاده از آن بالا ببرند. با استفاده از اين تكنيك مادربوردها داراي كارايي بالاتر و مشخصات حرارتي مناسب‌تري خواهند بود تا با بهره‌بردن از اين توانايي‌ها بتوانند از مزاياي
‌‌Dual-core آن‌گونه كه ما امكانات آن را فراهم مي‌كنيم، استفاده نمايند. چيزهايي مانند وايو براي ‌‌Dual-core ساخته شده‌اند. چون براي انجام‌دادن فعاليت‌هايي در پشت صحنه به توان بالاتري از ‌Cpu نياز خواهيد داشت.

Ÿ‌‌ مانند مجازي‌سازي؟

يا رمزنگاري و‌رمزگشايي‌ ويديو.

Ÿ‌‌ به اعتقاد من، بعضي از توليدكنندگان سيستم هنوز نمي‌دانند، يعني از شما تاييدي دريافت نكرده‌اند، كه آيا بايد مشتريان را به سمت پردازنده‌هاي دو‌هسته‌اي سوق دهند؟ آيا برنامه‌هايي مانند Word واقعاً به اين مورد نيازمندند؟ .

  نه. نيازي ندارد. اما براي اجراي ديگر موارد در پشت صحنه نياز هست. اين برنامه‌هاي واژه‌پرداز نيستند كه سيستم شما را تحت فشار قرار خواهند داد بلكه اجراي الگوريتم‌هاي امنيتي در پشت صحنه يا برنامه‌هاي ضدويروس و محافظ سيستم است. مواردي از اين‌دست بار CPU ‌را افزايش مي‌دهند؛ اين مورد اول. مورد دوم اين‌كه من  شغل شما را نمي‌دانم. اما در مورد كار من و روي دسكتاپ خودم هر روز بيش از روز پيش با موضوعات چندرسانه‌اي روبه‌رو هستم. من همواره در حال دريافت كليپ‌هاي ويديويي هستم. مدام با ارسال و دريافت‌ وب‌كيست (نشر اخبار روي اينترنت به‌ويژه به‌وسيله صدا و تصوير) سروكار دارم. ديگر عصر ايميل‌هاي استاندارد قديمي و اسناد متني به‌سر آمده است. حتي پاورپوينت هم از كليپ‌آرت‌هاي خسته‌كننده به تصاوير خيره‌كننده و بزرگ تبديل شده است. فكر مي‌كنم در بايد اين موضوع بايد از چند وجه به قضيه فكر كنيد.

Ÿ‌ اخيراً اينتل در همين مكان كنفرانسي در زمينه فروش و بازاريابي داشت. پيام شما براي اين كنفرانس چه بود؟

پيام اصلي اين بود كه ما در سال 2006 مجموعه‌اي ديدني از محصولات را ارائه خواهيم كرد. بنابر برآورد متخصصان ما، اين بهترين مجموعه محصولات اينتل در تمام شاخه‌ها در طي يك دهه اخير خواهد بود. ما مجموعه‌اي از خطوط توليد را خواهيم داشت، چهار مدل پردازنده 65 نانومتري و خطوط توليد ويفرهاي سيصد ميلي‌متري به‌زودي آماده كار خواهند بود. به‌همين خاطر من اعلام كرده‌ام كه با  استفاده كامل از امسال بهره همه توليدات و ظرفيت‌هايمان عايدمان خواهد شد.

Ÿ‌‌ آيا شما اطمينان و دلگرمي بيشتري نسبت به طرح برنامه‌هاي آينده اينتل و توسعه‌هاي برنامه‌ريزي شده احساس مي‌كنيد؟

ما دو سال پيش به‌منظور ايجاد امكان پيش‌بيني‌هاي دقيق‌تر، برنامه‌هاي طراحي‌شده خود را دوباره بررسي و تصحيح نموديم. با وجود اين محصولاتي كه امسال به بازار مي‌آيند، حتي اواسط امسال، به مفاهيمي همچون تك‌هسته‌اي، معماري كارايي بهينه‌شده توان و امكانات نرم‌افزاري برمي‌گردند. ما براي اولين‌بار روي تمام پلتفرم‌هاي محصولاتمان در زمينه توسعه نرم‌افزاري، به يك چارچوب پايدار دست پيدا كرديم.

Ÿ‌ ممكن است اين مطلب را كمي بيشتر توضيح دهيد؟

روي تمام محصولات نه تنها شما نيازي به نگراني در مورد توسعه نرم‌افزاري نخواهيد داشت، بلكه تفاوتي نخواهد داشت كه اين دستگاه سرور است يا دسكتاپ و يا نوت‌بوك. تمام اين پردازنده‌ها براي بالاترين كارايي بهينه‌سازي مي‌شوند.

Ÿ‌‌ برداشت شما از عملكرد ‌‌AMD در اين اواخر چيست؟ واضح است كه آنان امسال تلاش بسياري براي تمركز روي رفع نياز شركت‌ها نموده‌اند. آن‌ها براي اولين بار به يك پلتفرم پايدار رسيدند و براي اولين بار برنامه‌اي براي ‌‌VAR‌ها دارند. من تصديق مي‌كنم كه سهم آنان از بازار نسبتاً كوچك و كم است. اما اراده آن‌ها براي ورود به بازار سرورها بسيار قوي است.

تمام اين چيزهايي را كه شما گفتيد اينتل به‌عنوان پلتفرم پايدار پيش از اين اختراع كرده است. ولي ما توقف نكرديم. پس مي‌بينيد كه يكي از امتيازاتي كه ما در ارائه خدمت به بازار شركت‌ها از آن برخورداريم اين است كه علاوه بر عرضه پردازنده، ساير اجزاي پلتفرم را نيز تأمين مي‌نماييم. ما چيپ‌ست، منطق، گرافيك، ابزارهاي ارتباطي و تمام درايورهاي نرم‌افزاري را فراهم مي‌كنيم و با انجام‌دادن اين كارها، خودمان را براي مشتريانمان معتبر مي‌سازيم. بنابراين مي‌توانيم دوام و ماندگاري خود را در طول زمان تضمين نماييم . ما ارائه خدمات را ادامه داديم و هرگز ساكن و بي‌حركت نخواهيم ايستاد.

Ÿبه‌تازگي حرف‌هاي زيادي درباره خدمات مديريت‌شده (Managed Service) مطرح شده است. به‌عنوان مديرعامل اينتل چه توصيه‌هايي براي توليدكنندگاني كه مايل به حركت به‌سمت اين حوزه هستند داريد ؟ ‌

اين‌گونه محصولات بسيار مطلوب هستند. زيرا كساني كه در اين تجارت فعاليت دارند را قادر مي‌سازند كار خود را ارزان‌تر و بهتر انجام دهند و براي كساني‌كه در اين حوزه نيستند اين امكان را فراهم مي‌كنند آسان‌تر به اين تجارت وارد شوند. استفاده از اين سرويس‌ها نه تنها كارها را سروسامان مي‌بخشد بلكه زماني‌كه نياز به نسخه جديدي از يك نرم‌افزار وجود دارد شما مي‌توانيد كاملاً از راه دور اين‌كار را انجام دهيد. شما مي‌توانيد عمليات بازيابي از صفحه آبي (صفحه مرگ ويندوز) را بدون اين‌كه مجبور به اعزام يك نفر به محل باشيد انجام دهيد. همه اين‌ها فناوري‌هاي واقعاً شگفت‌آوري هستند.

Ÿ‌‌ آيا مطلب ديگري هست كه مايل به مطرح كردن آن باشيد؟

شما در مورد تعهدات و الزامات ما درباره كانال‌ها و شركاي تجاري سؤالي نكرديد. اين موضوعي است كه شايد خوانندگانتان مايل باشند در مورد آن چيزي بشنوند. مخصوصاً پس از سال دشوار 2005. من فقط مي‌گويم اينتل و به ويژه شخص من، وقف كانال‌هاي  تجاري و شركاي خود خواهيم بود. من قسمت اعظم 32 سالي كه در اينتل بوده‌ام درگير اين كانال‌ها بوده‌ام و مي‌توانم بگويم كه حالا به يك درك صحيح در اين‌باره رسيده‌ام. من معتقدم ما داراي يك وابستگي دوجانبه شديد نسبت به يكديگر مي‌باشيم و اينتل هرگز در پشتيباني از كانال‌هاي تجاري خود متزلزل نخواهد شد. در پايان اميدوارم روابط كاري ما در اين زمينه سال به سال بهتر و بهتر شود و مي‌توانيد ببينيد كه در سال 2006 ما براي آنان چه كارهايي انجام خواهيم داد.